01 خرداد 1398
En | 

شهرسازی و معماری زاده فرهنگ قومی است

پنجشنبه 14 مرداد 1395
یادداشت ها و مقالات
معماری محل سکونت انسان ها بیش از هر چیزی به نحوه زندگی، ادارک و برداشت آنها و نیز ویژگی های جغرافیایی محل سکونتشان بستگی دارد. برای مثال مردمانی که در سرزمین خشک و کم آب زندگی می کنند با مردمان سرزمین های پر آب و باران خیز متفاوت است. ساکنان سرزمین هایی که عوارض طبیعی مثل زلزله و طوفان وعوارض انسانی مثل جنگ و تهاجم در آن زیاد است با کسانی که در جای ساکن و آرامی زندگی متفاوتی دارند
بطور کل معماری تبلور ادراک و باور انسان است که درساخت مکان سکونت وی متجلی می‌شود.

نمی‌توانیم شهرسازی معماری و شهرنشینی را بدون ارتباط با فرهنگ بررسی کنیم. فرهنگ سیاسی، جغرافیایی، اجتماعی و دینی از مجموعه اطلاعات و آگاهی هایی که هر ملتی در طول زمان گردآوری می‌کند، شکل می‌گیرند. این فرهنگ‌ها ضمن اثر‌گذاری بر تمام جنبه‌های زندگی فردی و اجتماعی، از جامعه‌ای به جامعه دیگر و از شهری به شهر دیگر قابل انتقال‌اند.
شهرنشینی بر اساس باورها و ایده خاص مردم هر منطقه‌ای شکل می‌گیرد. مردم هر سرزمینی، فرهنگ و اعتقادات ویژه خود را دارند و این اعتقادات سبب پیدایش مولفه‌ای اثرگذار برساخت فضا و محدوده‌ای که برای زندگی اجتماعی‌شان می‌سازند، می‌گردد. هیچ کدام از ویژگی‌های شهرها در طول تاریخ، بدون دلیل و اساس فکری نبوده است. بطور مثال ساختمان‌هایی که در فلات زاگرس و در هزاره ششم قبل از میلاد ساخته شده است، حکایت از آن دارد که توسط قبایلی کوچنده و دامدار طراحی گردیده است.

خانه‌های اقامت زمستانی در این مناطق با گل ساخته شده و حاکی از همان شکل چادر زدن بوده است. این خانه‌ها به هم ارتباط دارند و نزدیک هم‌اند. ساکنین این سکونت‌گاه‌ها هر چند خانوارهای مختلفی هستند، ولی مانند یک خانواده بزرگ زندگی می‌کنند. معماری شهری و مسکونی ایران را باید از معماری آیینی و مذهبی جدا ندانیم. وقتی عنصر یا پدیده‌ای مقدس است؛ باید جایگاهی در آن معماری برایش دیده شده باشد. علاوه بر این تأثیر اعتقادات مذهبی بر زندگی روزمره انسان‌، هر عنصر وابسته به حیات را هم در برمی‌گیرد و عنصر مهم و اساسی نظیر معماری و سکونت‌گاه نیز از این تأثیرات بی‌بهره نیست.

در معماری و شهرنشینی ایرانی، آیین ایرانیان به دلیل ثبات و تداومش در دوره‌های متوالی ارتباط تنگاتنگی با معماری یافته است. دین‌مداری ایرانیان، ارتباط مذهبی بسیار زیاد مردم و مهرورزی را به عنوان اصول اصلی شهرسازی و معماری تبدیل کرده است.

درفرهنگ ایرانانیان از کهن‌ترین ایام، گونه‌ای یکتاپرستی وجود داشته است. در ایران پس از ایمان به خدا تعدادی فرشته مقرب نیز مورد احترام بوده‌اند. هر «امشاپسند» مقربی چندین ایزد در اختیار داشته است و هر ایزد، چندین فرشته در اختیار داشته و هر فرشته چندین پری در اختیار داشته تا امور جهان را در اختیار بگیرند. مثلاً ناهید که ایزد زنان و آبهاست و مربوط به مهر و عاطفه می‌شود، زیر نظر مهر بوده که فرشته مغرب اهورامزدا یا میترا بوده است.

در تمدن یونانی خلاف این اعتقاد وجود دارد و از نظر یونانیان برای هر چیزی خدایی وجود دارد. بازتاب چنین باوری را در معماری هر دو تمدن می‌توان مشاهده کرد و تفاوت‌های ساختاری این دو شیوه معماری حکایت از تفاوت در نگرش و اعتقاد به خدا در این دو تمدن کهن می‌توان جست.

بطور کل معماری آیینی در دو جایگاه اصلی نمود می‌یابد. یکی ساخت مقبره‌ها و دیگری ساخت عبادتگاه‌هاست. در کنار این دو جزء اصلی و بر حسب آیین‌های جاری، اماکن دیگری نظیر معابد آب، تکایا، قدمگاه‌ها و نمونه‌هایی از این دست نیز به وجود آمده‌اند.

این بخش از معماری را باید جدا از معماری مسکونی شهری بررسی کرد. هر زیارت‌گاهی بر حسب اهمیت خود، مرکزیت محله را از آن خود می‌سازد، اما معماری زیارت‌گاه‌ها با ساختمان‌های شهری تفاوت دارد.