28 آبان 1397
En | 

انسان، موجود فرهنگی شهر

انسان نه تنها موجودی بیولوژیک است بلکه موجودی فرهنگی نیز می باشد
انسان، نیاز به امنیت، حرمت، تعلق، خودشکوفایی، درک، نیازهای زیبایی شناختی، و نیازهای شناختی شامل دانستن و فهمیدن دارد.

امنیت: مهم ترین نیاز برای درک، شناخت و استفاده از مواهب محیط، تامین نیازهای ایمنی است در صورت عدم تامین امنیت ذهن فرصت های خود را صرف درک امکانات دیگر نخواهد کرد. این نیاز از عدم احساس خطر شروع می شود. دور ماندن از مزاحمت دیگران و محافظت از عوامل اقلیمی و مهم تر از همه امنیت هایی که عدم وجود آنها موجب از دست دادن موقعیت اجتماعی فرد خواهد شد مانند امنیت اجتماعی، اقتصادی، شغلی، مالی، بهداشتی و ... یکی از مواردی که امنیت را القاء یا ایجاد می کند داشتن تکیه گاه است این نیاز در ارتباط با افراد آشنا، در رابطه با خانواده، همسایه و ... ارضاء می شود. شکل دیگر احساس امنیت در رابطه با فضا صورت می گیرد و آن شناسایی محدوده قلمرویی است که فرد در آن قرار دارد.

 حرمت: نیاز به حرمت شامل نیاز به احساس لیاقت و کفایت و مفید و مثمر ثمر بودن است. این نیاز از طریق نشان دادن توانایی های فرد به دیگران ارضاء می شود. برای این منظور احتیاج به فضایی است که فرد بتواند در آن مفید بودن خود را به دیگران نشان دهد. تبلور فضایی این نیاز معمولا در محلی است که در دید دیگران باشد تا فرد بتواند در آن خود را نشان بدهد.

تعلق: نیاز به تعلق مربوط به رابطه انسان با دیگران و با محیط است شخصی شدن و از خود پنداشتن یک امر و حتی یک اندیشه، احساس تعلق به وجود می آورد. این احساس می تواند در مورد وسایل، فضا، حیوانات و افراد در فرد ایجاد شود. و بر این اساس فرد نسبت به هر گونه تعرضی نسبت به آنها واکنش نشان می دهد و در شدیدترین شکل خود وفادارانه و در نهایت دقت در حفظ، تبلیغ و تعمیم آنها تلاش می کند.

خودشکوفایی: انجام کاری که خود شخص دوست دارد و برای راضی شدن شخص خود به آن کار مبادرت می ورزد نه به منظور نشان دادن تواناییهای خود به دیگران و یا احیانا کسب نمره و جایزه. این نیاز در تمامی سنین وجود دارد و برای برآورده شدن آن احتیاج به فضایی ارام و دنج می باشد که در دید و دسترس همگان به ویژه عابران نباشد تا شخص بتواند در مدتی محدود به فعالیتی که خود شخص دوست دارد بپردازد.

نیاز به درک: نیاز به درک شامل فراگیری مطالب، کنجکاوی در ناشناخته ها و ترغیب انسان برای انجام کارهایی که توانایی انجام آنرا دارد می شود در کودکان این نیاز در هنگام بازی برآورده می شود و در بزرگسالان به شکل درس خواندن، مطالعه آزاد، تحقیق، تماشا، بحث و تعامل اجتماعی و ... تحقق می پذیرد. برای این منظور به فضایی نیازمندیم که حتما محل مکث و نور مناسب را داشته باشد.

نیازهای زیبایی شناختی: تقریبا به طور عام این نیاز در کودکان سالم دیده می شود، اندیشمندان معتقدند این نیاز در برخی افراد وجود دارد. این گونه افراد با دیدن زشتی(به طریقی خاص) بیمار می شوند و با قرار گرفتن در محیطی زیبا بهبود می یابند. در تعریف این نیاز سه موضوع ارزش، لذت و تعجب مهم است

ارزش: هر زیبایی دارای ارزش است و مقصود از ارزش، ارزش مبادله ای آن نیست زیرا قسمتی از زیباییهای طبیعت قابل نقل و انتقال و تملک کردن نیستند.

لذت: هر نمودی که توقعات ما را برآورده نماید زیبا می دانیم زیبایی و هر چه زیباست لذت بخش است ولی این بدان معنا نیست که هر احساس لذتی معلول درک و دریافت زیبایی می باشد حتی گاه ما از یک منظره نازیبا که رابطه خاصی با درون ما دارد لذت می بریم. مانند منظره ساختمانی مخروبه که خاطرات شیرینی از کودکی خود را در آن به یاد می آوریم

تعجب: تعجب عبارت است از حالت ذهنی ناشی از توقف ذهن آدمی در برابر موضوع یا رویدادی که بیرون از دایره قوانین و اصول شناخته شده و معمول می باشد. در برابر زیبایی نوعی از تعجب و شگفتی به وجود می آید . چه زیباییهای طبیعی و چه زیباییهای هنری. برای به وجود آمدن تعجب زیبایی باید در حدی باشد که مافوق نمادهای معمول زیبایی جلوه نماید. اگر زیبایی در حد معمول باشد اگر چه کم و بیش موجب لذت می گردد. ولی به آن جهت که ذهن آنرا در گروه شایسته های معمولی تلقی کرده است موجب تعجب و شگفتی نمی گردد.

نکته ای که لازم است در مبحث زیبایی شناسی مورد توجه قرار بگیرد تنوع طلبی است. انسان با داشتن مغز و روان از یکنواختی محیط احساس رکود و افسردگی می نماید. اگر چه محیط او زیباترین منظره یا اثر هنری باشد چنانکه نگهبانان آثار هنری که ماموریت نگهداری دائمی از آنها را دارند از تماشای آن آثار لذت نمی برند. جای تردید نیست که هر انسانی و هر قوم و ملتی از انسانها با نظر به چگونگی تفسیر و توجیهی که درباره حیات خود دارند و نطر به فرهنگی که در آن زندگی می کنند حقایقی را به عنوان آرمان ها و ایده های اعلا برای خود پذیرفته اند این آرمانها و ایده ها اگر از سنخ عظمت های معقول مانند عدالت و آزادی و نظم و صدق و اخلاق و فداکاری و سایر تجلیات تکاملی روح بوده باشند تحقق و انطبالق آنها در زندگی عینی انسانها زیبایی عقلانی نامیده می شود و اگر از سنخ ترکیبات و کیفیات محسوس باشند زیبایی حسی نامیده می شوند.

نیازهای شناختی: نیازهای دانستن و فهمیدن: شواهد زیر وجود نیاز به کنجکاوی و دانستن را تایید می کند

مطالعات حیوانات در آزمایشگاه ها نشان می دهد که این حیوانات، بدون هیچ دلیلی و تنها به خاطر کنجکاوی به کشف و دستکاری فعالانه محیط خود می پردازند.

شواهد تاریخی فراوانی درباره مردم در دست است که به بهای جان خود به جستجوی دانش برآمده، بدین ترتیب این نیاز را حتی بر نیازهای ایمنی مقدم داشته اند.

تحقیقاتی انجام شده است که نشان می دهد بزرگسالان سالم و رشد یافته گویا به سمت مجهولات و عجایب و به سوی سازمان نیافته ها و تعیین نشده ها جذب می شوند.


برگرفته از:
پاکزاد جهانشاه(۱۳۸۵)، مبانی نظری و فرآیند طراحی شهری، چاپ هفتم، انتشارات شهیدی، تهران




طراحی سایت