دات نت نیوک
29 تير 1396
En | 

تخصص‌ها در شورای شهر

سه شنبه 29 فروردين 1396
یادداشت ها و مقالات
تین‌نیوز| حامد قدوسی*اخیرا کمپین‌هایی ایجاد شده با شعارهایی مثل این‌که «شورای شهر جای ورزشکار و هنرمند نیست و مثلا فقط کسانی که مهندس سازه و معماری هستند باید در شورای شهر حضور پیدا کنند. » (نقل به مضمون).
به عنوان کسی که به مباحث اقتصاد و مدیریت شهری علاقه‌مند هستم به نظرم این واکنش افراطی (در پاسخ به ناکارآمدی‌ها و کژرفتاری‌های برخی اعضای غیرمتخصص یا غیرمتعهد شوراها) افتادن از آن طرف بام است. وقتی چنین شعارهایی می‌دهیم باید دقت کنیم که در مورد کمیته «معماری و شهرسازی» شهرداری صحبت نمی‌کنیم، بل‌که در مورد هیات‌مدیره شهرداری‌ها صحبت می‌کنیم. در نتیجه عینک تحلیلی‌مان باید این باشد که ترکیب بهینه اعضای هیات‌مدیره یک شهر (یا حداقل یک شهرداری) چیست؟

شورای شهر نهادی بالذات سیاسی است و در شهرهای بزرگی مثل تهران و مشهد اتفاقا مستقیما درگیر فرآیند «تولید و تقسیم حجم عظیمی از رانت شهری» بین طبقات مختلف شهروندان است. هر تصمیم شهرداری، از الگوی منطقه‌بندی و شیوه برخورد با طرح جامع و تخصیص تراکم گرفته تا احداث یک اتوبان و ساخت مسیر دوچرخه تا اداره فرهنگ‌سراها و خانه‌های محله و خانه‌های بهداشت تا الگوی معماری و شیوه تامین مالی شهر مستقیما منافع گروه‌های مختلف شهروندان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بنابراین نمایندگی شهروندان کسانی را لازم دارد که از ماهیت پیچیده و چندلایه‌ای این رانت‌های شهری، خواسته‌های طبقات مختلف شهروندان، شیوه‌های مذاکره و توافق برای رفع تعارض منافع بین گروه های مختلف، مکانیسم‌های خلق ارزش و ثروت در شهرها، و شیوه‌های مدرن اداره نهادهای شهری اطلاع داشته باشند. این ابعاد در انحصار یک گروه متخصص نیست.

با این نگاه، به جای این که به مدرک تحصیلی آدم‌ها نگاه کنیم (و بدتر از آن فهرست‌مان را محدود به متخصصان برخی حوزه‌های مهندسی کنیم) باید این را ببینیم که چه کسانی می‌توانند در جمع شورا یک فرآیند به شدت سیاسی را به شکل عقلانی و کار پیش ببرند. شورا اعضای متعهد و پاکدست و دارای درک صحیح از ابعاد مسایل شهری لازم دارد. در حالت ایده‌آل هیات مدیره شهرداری (همان شورای شهر) باید جمع متنوعی از حقوق‌دان و اقتصاددان و متخصص محیط زیست و مباحث مدیریت شهری تا نماینده منافع کارگران و تجار و کارمندان و بازنشسته‌ها و خانواده‌ها و صنعت‌گران و الخ را در بر بگیرد و این چیزی ورای مهندس شهرسازی و سازه است.

در این نگاه، حضور یکی دو نفر هنرمند و ورزش‌کار هم در ترکیب شورای شهر لازم است٬ چرا که ورزش و هنر جزء‌های مهمی از زندگی شهری هستند. منتها باید تاکید کرد که صرف سلبریتی بودن در هنر و ورزش و علم و الخ نباید دلیل کافی برای حضور در شورای شهر باشد. شورا ورزش‌کار و هنرمند و پزشک و مهندس و دانش‌مندی را لازم دارد که در عرصه سیاست‌گزاری و مدیریت کارآموزی‌های لازم را کرده باشد، امتحان خود را پس داده باشد و بداند مدیریت ابعاد هنری و ورزشی و سلامت غیره در شهرهای غول‌پیکیری مثل تهران چه ابعادی دارد و چه طور باید با آن برخورد کرد.

من اگر باشم از هر نامزد شورای شهر این سوال‌ها را می‌پرسم: ۱) در حوزه تخصص شما، پنج مساله اصلی شهر چیست؟ ۲) پنج مگاپروژه کاملا مشخص برای به‌بود آن معضلات را پیش‌نهاد کنید. ۳) «منابع» لازم برای این به‌بود‌ها و مگاپروژه‌ها چه طور باید تامین شود؟ و نهایتا ۴) چه طور باید «انگیزه‌های» لازم برای پیش‌برد این به‌بودها را خلق کرد؟

بازار مالی به عنوان ابزار انضباط و تنبیه: مورد هواپیمایی یونایتد

وقتی در مورد کارکردهای بازار مالی مدرن (مثلا تقسیم ریسک و تسهیل تامین مالی) صحبت می‌کنیم به یک کارکرد مهم هم اشاره می‌کنیم: شفافیت اطلاعاتی از عمل‌کرد مدیران و قیود انضباطی روی رفتار آنان.

شکی نیست که مثل هر نهاد دیگری این‌جا هم این شفافیت همیشه کامل نیست و آیا انضباطی که روی مدیران تحمیل می‌شود کامل و بی‌نقص نیست. قبلا در این جا مواردی از رفتار کوتاه‌نگرانه ناشی از بازار مالی را ذکر کرده‌ایم. حال این یکی دو روزه مورد جدید اتفاق افتاده که مثالی برای حلقه بازخورد از اجتماع به سهام شرکت و مدیران ارشد آن است.

این دو روزه ویدئوهای مربوط به اخراج خشونت‌بار یک مسافر از خط هوایی یونایتد بسیار سر و صدا کرده‌اند. طبق یک قاعده قدیمی در بهینه‌سازی، خطوط هوایی همیشه چند نفر بیش از ظرفیت بلیط می‌فروشند چون انتظار دارند که به طور آماری چند نفر مسافر به پروازشان نرسند. به این ترتیب جلوی خالی ماندن صندلی‌ها را می‌گیرند. در مواردی هم که همه مسافران حاضر می‌شوند معمولا حراج‌مانندی برگزار می‌شود که به ۳-۴ نفر داوطلب جایزه‌ای (مثلا یک بلیط مجانی اضافی + پول هتل) داده می‌شود تا با پرواز دیگری بیایند و انصراف دهند. در عمل این جایزه این قدر جذاب هست که افرادی که کار اضطراری ندارند یا حتی گاهی ترجیح می‌دهند یک روز بیش‌تر در شهر مبداء بمانند آن را قبول کنند و پرواز انجام شود.

در پرواز روز یک‌شنبه هیچ مسافری حاضر نشده است تا جایزه حداکثر ۸۰۰ دلاری (این سقف جایزه است) برای انصراف را قبول کند و در نتیجه هواپیمایی United مدعی است که بر اساس الگوریتم رایانه‌ای خاصی چهار نفر مسافر با کم‌ترین دردسر تاخیر در پرواز (مثلا مسافر تنها، میان‌سال و نه کهنسال و الخ) را انتخاب کرده و آن‌ها را اجبار کرده که پرواز را ترک کنند (مقررات خرید بلیط این اجازه را روی کاغذ می‌دهد). یکی از مسافران که پزشک بوده قبول نکرده و شرکت هواپیمایی به نیروهای امنیتی فرودگاه متوسل شده که او را با زور و ضرب و صورت خونین از هواپیما بیرون کنند. فیلم ماجرا توسط مسافران مختلف تهیه شده و پخش شده و باقی قضایا.

مدیرعامل یونایتد به جای عذرخواهی جدی در مورد ماجرا لحن مغرورانه‌ای به خود می‌گیرد و بازار مالی بعد از یک روز که منتظر واکنش شرکت بوده واکنش نشان داده و سهام یونایتد فقط در یک روز با نزدیک ۴ درصد افت مواجه می‌شود که معنی‌‌اش «یک میلیارد دلار» ثروت از دست‌رفته سهام‌داران شرکت است. حال مدیر عامل باید در مقابل این زیان عظیم به سهام‌داران پاسخ‌گو باشد که حتی ممکن است منجر به برکناری او شود.

دقت کنیم که اگر استانداردهای حساب‌داری ضعیف باشند و دست‌کاری بازار مرتب اتفاق بیفتد، افت و خیزهای قیمت سهام آن قدر زیاد خواهد بود که چنین واکنش معنی‌داری در بین آن‌ها گم خواهد شد. در نتیجه برای این‌که بازار مالی ابزار انتشار اطلاعات و انضباط مدیران باشد ابتدا باید ساختار نهادی لازم محکم باشد تا زنگ خطر قیمت سهام فقط در مواقع لازم به صدا درآید.

*اقتصاددان
  نظرات

نظری وجود ندارد.